علل و ریشههاى دشوار بودن «انتظار» در دوران غیبت چه مسائلى هستند؟
Answer
پاسخ: عللِ دشوارى وظیفهى منتظران را مىتوان در سه محور خلاصه کرد:
1. آراستگى به عدالت و تقوا
فرد منتظر باید یا متدین راستین بوده، به زیور عدالت، تقوا و پارسایى آراسته باشد. پیرو واقعى و صدّیق حضرت ولى عصر(عج) کسى است که رفتار و مکتب آن جناب را الگوى عملى خود قرار دهد. قیام مولا و تمامى زحمات جان فرساى ایشان و همهى مجاهدتها و رشادتها و شهادتهاى پدران بزرگوار وىعلیهم السلام در راه تربیت نفوس و پروش دینداران واقعى بوده است. طبعاً انصار و یاران حضرتش که در این مهم وى را مدد مىرسانند، با رهبر خود هم سنخى روحى و رفتارى خواهند داشت. منتظران گوش به فرمان وى که در رکابش حاضر مىشوند، عاملان به فرمان الهى: «اتّقوا اللَّه حقّ تقاته» (آن گونه که حق تقوا و پرهیزگارى است، از خدا بپرهیزید) مىباشند.(42)
نشانهى بارز کسانى که در دورهى غیبت حجت قائم «انتظار» پیشه مىکنند، به روشنى در کلام نبوى ذکر شده است. حضرت رسولصلى الله علیه وآله وسلم در تجلیل از مقام شامخ «منتظران آخرالزمان» خطاب به صحابه فرمود:
«شما اصحاب من هستید، لیکن برادران من مردمى هستند که در آخرالزمان مىآیند».
آنگاه در مقام توصیف اوج مجاهدت و تدین ایشان مىفرماید:
«لاحدهم أشد بقیةً على دینه من خرط القتاد فى اللیلة الظلماء، أو کالقابض على جمر الغضا؛ اولئک مصابیح الدُّجى...»(43)
هر یک از ایشان بیش از [کسى که بر زجر] پوست کندن درخت خار با دست خالى در شب تاریک یا نگاهدارى آتش سوزان چوب درخت تاغ در کف دست [صبر مىکند] در دیندارى خود استقامت و پایدارى مىورزد. به راستى که آنان چراغهاى هدایت در شبهاى ظلمانى هستند.
نکته مهم آن است که، اگر فردى با اجتناب از معاصى و رعایت پرواى الهى، بتواند ملکهى عدالت را در خود پدید آورد و با ایجاد تعادل در میان قواى نفسانى خود، ارکان حیات اخلاقى را در وجود خود نهادینه سازد، آنگاه مىتواند در عصر ظهور که عصر استقرار عدل ناب و مطلق است، خویشتن را با شرایط نوین تمدن توحیدى مهدوى هماهنگ کند؛ اما در غیر این صورت، هاضمهى شخصیت فرد، قدرت جذب مؤلفههاى فرهنگِ عدالتْمحور دولت کریمه را نخواهد داشت.
2. آراستگى به بردبارى و پایدارى
فرد منتظر باید استقامت بورزد و صبر و حلم پیشه سازد؛ بر پایهى روایت مفصّلى که در بیان شرایط عصر غیبت و اوضاع پیش از مقطع ظهور وارد شده است(44) و با تأیید تحلیل تاریخى(45) روند حوادث، مىتوان این نکته را دریافت که در دوران غیبت فشار زایدالوصفى بر منتظران مخلص و صدّیق مهدى موعود(عج) وارد مىشود. مقاومت و پایدارى در چنین شرایطى به توانِ بالاى روحى نیازمند است. منتظران باید بکوشند تا به درجات بالاى صبر نایل گردند؛ صبرى که طبق حدیث شریف «رأس الایمان» است. در اینجا جهت رعایت اختصار صرفاً به ترجمهى یک حدیث نبوى اکتفا مىکنیم: روزى رسول خداصلى الله علیه وآله وسلم خطاب به اصحاب فرمودند:
«پس از شما کسانى مىآیند که به هر یک از آنان، اجر پنجاه نفر از شما را خواهند داد». اصحاب پرسیدند: اى رسول خدا ما در غزوات بدر، احد و حنین با شما بودیم و دربارهى ما آیاتى از قرآن نازل شده است. پس، چرا به آنان پنجاه برابر ما ثواب داده مىشود؟ حضرت پاسخ گفتند: «آنان در شرایطى [بس دشوار] خواهند بود که اگر شما در آن شرایط به سر برید، تحمل و استقامت آنان را نخواهید داشت».(46)
3. بهره مندى از دینشناسى بنیادین
فرد منتظر باید فهم و تلقّى صحیحى از دین داشته باشد؛ مطالعهى تایخ ادیان بیانگر این واقعیت است که ادیان بر اثر عوامل مختلف و با گذشت زمانهاى متمادى، آرام آرام از خلوص نخستین خود فاصله مىگیرند و خطوط اصلى و فرعى آنها هر یک به نوعى با حذف و اضافه، تشدید و تضعیف، تدبیل و تغییر، تأویل و تفسیرو... دچار تحریف - یعنى انحراف از اصل - مىشوند.
وظیفهى فرد منتظر و جامعهى منتظران در عصر غیبت، بهویژه در دورهى حاضر - که با تداوم و تورم نظریهپردازى و مطالعات نظرى در حوزهى دین پژوهى، فلسفههاى مطلق و مضاف و عرصهى وسیع علوم انسانى، روند برداشتهاى ناصواب از دین پیچیدهتر است - این است که اسلان ناب را از سرچشمههاى اصیل آن دریافت دارند.
باید توجه داشت که دفترچهى راهنماى اسلام که صراط مستقیم دستیابى به سعادت را به مؤمنان نشان مىدهد، امروزه نسخه بدلهاى فراوان به ظاهر مشابه، امّا گمراه کنندهاى دارد که سعادت مىنمایند، ولى شقاوت مىفروشند.
امام مهدىعلیه السلام نه تنها یک انقلابى و رهبر سترگ سیاسى - اجتماعى است که عدالت اجتماعى - این آرمان همهى رسولان الهى - را در گسترهى جامعهى بشرى محقّق خواهد ساخت، بلکه یک مصلح بزرگ دینى است.(47) او بساط همهى دین فروشان و بدعت گذاران و التقاطیان و متحجّران را برخواهد چید و مردمان را بهسوى ابعاد ناشناخته و متروک دین، هدایت خواهد کرد.(48) قیام او نهضت عظیم احیاى تفکر و حیات دینى است.(49) و در زمینهى معرفى و عملى کردن اسلام حقیقى و راستین از هیچ تلاشى فروگذار نخواهد کرد و هرکه را در مقابل این حرکت اصاحى بایستد، در هم خواهد کوبید.
اهمیت و خطورت این امر بهگونهاى است که بر پایهى روایات معتبر، هنگامى که اسلام نخستین بار به دست رسول اکرمصلى الله علیه وآله وسلم ظهور کرد مردم با بتهاى سنگى و چوبى در برابر حضرت ایستادگى و مقابله کردند، لیکن در آن زمان که اسلام براى دومین بار به دست مهدى موعود (عج) ظهور خواهد کرد، گروهى با تمسک به آیات قرآن در برابر آن حضرت صفآرایى خواهند کرد.(50) حضرت در روند تکمیل پروسهى احیا و اصلاح، ناگزیر با برخى از یاران و سپاهیان خود برخوردى قاطع و سرکوب گرانه خواهد داشت.(51)
علت آنکه جمعى از دینداران صورى یا قشرى چنین مقاومتهایى را از خود بروز داده و در مقابل حضرت، مىایستند، دو چیز است:
الف) هواپرستى دین فروشان مسلمان نما: این عامل در کبام علىبن ابىطالب(علیه افضل صلوات المصلین) اینگونه منعکس شده است:
«یعْطِفُ الهوى على الهدى، إذا عَطَفُوا الهُدى على الهوى و یعطِفُ الرأى على القرآنِ إذا عَطَفُوا القرآن على الرأى»؛
[مهدى موعود] هواهاى نفسانى مردمان را به هدایت تبدیل خواهد کرد، آن زمان که مردم هواى نفس را بر هدایت غالب سازند، و آرا و نظریات را به قرآن بازخواهد گرداند، هنگامى که قرآن را به آراى خود بازگردانند.(52)
ب) عدم برخوردارى متدینان قشرى از معرفت و تربیت بایستهى اسلامى: از مجموع تراث غنى روایى ابواب الفتن الملاحم و انباء القائم شباهتى میان دوران حکومت امام مهدىعلیه السلام و امیرالمؤمنین علىبن ابىطالبعلیه السلام به دست مىآید. همچنان که حضرت على مرتضىعلیه السلام با گروههاى جنگید که یا هواپرستى و دنیاطلبى شان آنان را به خروج در مقابل امام وقت واداشته بود (یعنى دو گروه ناکثین و قاسطین) یا فهم سقیم و تعصب کوردینى (یعنى گروه مارقین و خوارج)؛ به همین ترتیب در زمان حکومت حضرت ولى عصرعلیه السلام نیز دو گروه در برابر امام زمان خروج کرده، بر حضرت تیغ مىکشند. هواپرستان و کجاندیشان که نه فهم ژرف و جامعى از دین، حکمت و کارکرد آن دارند و نه ادب و تربیت لازم دینى در برخورد با حجّت زمان را.
بدین ترتیب، امامعلیه السلام در جبههى خارجى باید با نظام سلطه و استکبار جهانى وارد جنگ شود و در جبههى داخللى با منتظرانى که مىپنداشتهاند مهدى موعود همان کسى که خدا وعده داده تا بیاید و آرزوها و خواستههاى آنان را برآورده سازد یا آنچه را که آنان تحت عنوان «دین» بازشناخته و پذیرفته بودهاند، اجرا کند!
در آسیبشناسى ایدهى انتظار، باید تمهیداتى اندیشیده شود که منتظران در سطح کلان با دین و اهدافآن، موانع و محدودیتهاى شناخت کامل دین در عصر غیبت، امامت و حوزهى اختیارات امام، مفهوم صحیح و سازندهى انتظار و وظایف منتظران، سیره و مشى امام عصرعلیه السلام در عصر ظهور، علایم قطعى ظهور، اهداف قیام قائم آل محمدعلیه السلام آشنا شوند. نیز در تربیت نفوس جامعهى اسلامى باید روح ولایتپذیرى در کالبد آحاد منتظران دمیده شود تا بدین وسیله از تشکیل مهدىباورىهاى سطحى و انحرافى در میان منتظران پیشگیرى شود.
مجموعه
کلیدواژه برای این سؤال
سخن سردبیر
بهشت معرفت
سایتهای مهدوی


از دیگر سو، رسول مهربان خاتم صلّی الله علیه و آله نه تنها در ماه رمضان، بلکه در تمامی زندگانی ما را به دو ثقل و گوهر گران بها توصیه نمودهاند تا با مراجعه و توسّل به منشور جاویدان هدایت یعنی «حدیث ثقلین» هدایت و سعادت ابدی را نصیب مؤمنان گردانند.
خدای متعال به دست ولیّش، سلطان کریم دوران، صاحب عصر و زمان حجّه بن الحسن العسکری علیه السلام سفرهای به وسعت آفرینش گسترده است.