مدّعيان مهدويت چه کسانى مىباشند؟
Answer
برخى از ناآگاهان با اطّلاع از نارضایى عمومى جامعه و اعتقاد عموم شیعیان به ظهور امام زمانعلیه السلام، ادّعاى مهدویت کردند تا با بسیج عمومى و غلیان احساسات پیروان خود، بساط ظلم و ستم را برچینند. برخى نیز اعتقادات و احساسات پاک مردم را ابزارى براى کسب قدرت خود کردند.
در سال 665 قمرى، قیام بزرگ مردم فارس، تحت رهبرى شیخ شرف الدین - که خود را مهدى خوانده بود - به وقوع پیوست که به شدّت سرکوب شد.
در سال 845 قمرى، نیز قیام مشابهى در خوزستان ایجاد شد که در رأس آن سیدمحمّد مشعشع، از شیعیان افراطى (غالى) قرار داشت، وى خود را «مقدمه»ى ظهور امام غایب مىخواند و پیشگویى مىکرد که وى به زودى ظهور خواهد کرد و عدل و داد بر روى زمین برقرار خواهد شد. به گفتهى یکى از مورّخان، حدود ده هزار نفر در زیر لواى او گرد آمدند و در محلّى میان هویزه و شوشتر، علم عصیان را برافراشتند و امیران و فئودالهاى محلّى را از میان بردند. قیام آنان موجب نگرانى امراى فارس گردید. از این رو لشکر فارس به قصد سرکوب وى آمد، اما از آن رو که پیروان مشعشع «فدایى» او بودند و مرگ را بر زندگى ترجیح مىدادند، مردانه پایدارى کردند و لشکر فارس شکست خورد.
گذشته از شیعیان امامیه و سرزمین ایران، نهضتهاى سیاسى - اجتماعى متعدّدى به دست شیعیان غیرامامیه و نیز اهل سنّت، ضدّ دولتهاى وقت به وقوع پیوست که رهبران آنها، داعیهى مهدویت داشتند. این قیامها، غالباً، از پایگاه اجتماعى نیرومند و حمایتهاى وسیع مردمى برخوردار شدند. در اینجا به اختصار به آنها اشاره مىشود:
برخى از ناآگاهان با اطّلاع از نارضایى عمومى جامعه و اعتقاد عموم شیعیان به ظهور امام زمانعلیه السلام، ادّعاى مهدویت کردند تا با بسیج عمومى و غلیان احساسات پیروان خود، بساط ظلم و ستم را برچینند. برخى نیز اعتقادات و احساسات پاک مردم را ابزارى براى کسب قدرت خود کردند.
در سال 665 قمرى، قیام بزرگ مردم فارس، تحت رهبرى شیخ شرف الدین - که خود را مهدى خوانده بود - به وقوع پیوست که به شدّت سرکوب شد.
در سال 845 قمرى، نیز قیام مشابهى در خوزستان ایجاد شد که در رأس آن سیدمحمّد مشعشع، از شیعیان افراطى (غالى) قرار داشت، وى خود را «مقدمه»ى ظهور امام غایب مىخواند و پیشگویى مىکرد که وى به زودى ظهور خواهد کرد و عدل و داد بر روى زمین برقرار خواهد شد. به گفتهى یکى از مورّخان، حدود ده هزار نفر در زیر لواى او گرد آمدند و در محلّى میان هویزه و شوشتر، علم عصیان را برافراشتند و امیران و فئودالهاى محلّى را از میان بردند. قیام آنان موجب نگرانى امراى فارس گردید. از این رو لشکر فارس به قصد سرکوب وى آمد، اما از آن رو که پیروان مشعشع «فدایى» او بودند و مرگ را بر زندگى ترجیح مىدادند، مردانه پایدارى کردند و لشکر فارس شکست خورد.
گذشته از شیعیان امامیه و سرزمین ایران، نهضتهاى سیاسى - اجتماعى متعدّدى به دست شیعیان غیرامامیه و نیز اهل سنّت، ضدّ دولتهاى وقت به وقوع پیوست که رهبران آنها، داعیهى مهدویت داشتند. این قیامها، غالباً، از پایگاه اجتماعى نیرومند و حمایتهاى وسیع مردمى برخوردار شدند. در اینجا به اختصار به آنها اشاره مىشود:
1 - عبداللَّهبن میمون (م 251) از اعراب خوزستان بود. وى، به مقام «داعى» اسماعیلى نایل شد و از طرف امام مستور (امام زمان) در خوزستان دعوت و تبلیغ مىکرد، او، ناگزیر پنهان شد و نخست در بصره پناهگاهى جست و سپس به سلامیه (سوریه) گریخت و در آنجا به تبلیغ پرداخت و مبلّغانى به اطراف گسیل کرد. آنان، به مردم مىگفتند، به زودى، امام مستور (صاحب الزمان) - که مهدى موعود است - ظهور خواهد کرد.
2 - در فاصلهى قرنهاى سوم و چهارم هجرى، در سوریه (شامات) داعیان اسماعیلى شایعاتى منتشر کردند که مهدىعلیه السلام ظهور کرده و او همان عبیداللَّه، امام اسماعیلى است که نامش تا آن اواخر مستور بوده است. مسلّم است که عبیداللَّه، خواست از قرمطیان در عراق و سوریه استفاده کرده، قدرت را در دست گیرد. وى، در سال 287 قمرى در رأس قیام سوریه قرار گرفت و پس از سرکوب قیامش، همرزمان و همفکران خود را به دست سرنوشت سپرد و در میان لعنت و نفرین، در سال 289 قمرى به مصر گریخت و از آنجا راهى مغرب (مراکش) شد.
مدّتها بود که در مغرب، وقایع سیاسى بسیار مهمى جریان داشت. در سال 282 قمرى، از مرکز اسماعیلیه سلامیه (سوریه) مبلّغى جدّى و بلیغ به نام ابوعبداللَّه شیعى - که اصلاً از سرزمین یمن بود - بدان جا گسیل شده بود. وى، نخست، محتسب (حسابدار) بصره بود و پس از آن، به اسماعیلیه پیوسته بود. او، در تونس، از نارضایى بربرها از سیاست داخلى دودمان محلى اغالبه (184 - 297 قمرى) استفاده کرد. بربران در 297 قمرى قیام کردند و سلطنت اغالبه را سرنگون ساختند. عبداللَّه در اوایل زمستان 298 قمرى، در شهر رقاده، به سمت امامت و خلافت، اعلام شد و امیرالمؤمنین و «مهدى» نامیده شد.3 - در فاصلهى قرنهاى سوم و چهارم هجرى، رهبران قیامهاى قرمطى، یعنى حمدان قرمط و عبدان گویا، از طرف رییس پنهانى فرقه که «صاحب الظهور» نامیده مىشده و محل اقامتش مجهول بوده، عمل مىکردند. پس از تأسیس دولت قرمطیان در بحرین (286 ق) - که مرکز آن شهر لحسا بوده - ابوسعید حسن الخبابى که گویا از طرف «صاحب الظهور» یا رییس مخفى فرقه، به آنجا گسیل شده بود، در رأس آن قرار گرفت. وى، عملاً در حکومت خویش کمال استقلال را داشت.
4 - محمّدبن عبداللَّه تومرت، معروف به مهدى اهرعى، مکنّى به ابوعبداللَّه - که اصل او از جبل السوس در انتهاى مغرب (مراکش) بود - به سرزمینهاى شرقى سفر کرد و به عراق رفت و از ابوحامد محمّد غزالى و دانشمندان دیگر دانش آموخت و به زهد و پرهیزگارى و تقوا شهرت یافت. سپس به مصر و شمال آفریقا رفت و سرانجام در مغرب سکونت گزید و دولت بزرگى در اوایل قرن ششم تأسیس کرد که به دولت عبدالمؤمن شهرت یافت.
5 - عباس فاطمى، در اواخر سدهى هفتم هجرى در مغرب ظهور کرد و خود را «مهدى» نامید و هواداران زیادى دور خود جمع کرد و کارش بالا گرفت و شهر مانس را تصرف کرد و بازار شهر را سوزاند و عاملان خود را اطراف و اکناف فرستاد، لکن پیش از آنکه دولتى تشکیل دهد، کشته شد و دعوى او پایان یافت.
6 - محمد مهدى سنوسى، در نیمهى قرن نوزدهم میلادى (سیزدهم هجرى) در مغرب، ادعاى مهدویت کرد. اصل او از جبل سوس بود. پدرش شیخ محمد در ناحیهى جغبوب (جربوب)، نزدیک واخه سیوا اقامت داشت. علاوه بر آنجا - که مقرّ اصلى او بود - نزدیک به سیصد زاویه در بلاد مغرب دایر کرده بود که به نشر تعالیم او پرداختند. وى، پیش از وفات خود، اشاره کرده بود که مهدى منتظر، به زودى ظهور خواهد کرد و شاید پسرش باشد و ظهور او در آخر قرن سیزدهم خواهد بود. مهدى، مردى خردمند و مقتدر وسخت کوش بود و از کرامات مشهور او خیمهاى جادویى بود که در جنگها همراه مىبرد و پیروانش معتقد بودند که آن خیمه، هیچ گاه از ذخایر و آذوقه تهى نمىشود.
7 - محمّد احمد سودانى، معروف به مهدى سودانى (1848 - 1885 میلادى / 1264 - 1292 قمرى) از مهمترین و معروفترین مدّعیان مهدویت بود. وى، از قبیلهى دناقله بود و در سودان به دنیا آمد. پدرش عبداللَّه نام داشت و به قایق سازى مشغول بود. محمّد احمد، به تعلّم علوم دینى پرداخت و مراتب طریقت را نیز گذراند و با نرم خویى و تیزهوشى و سخنورى خود و از همه مهمتر، زهد و تقواى خویش - که زبانزد همگان بود - مردم را به خود جذب کرد. او، به امر به معروف و نهى از منکر پرداخت و مردم را به رعایت موازین شرعى دعوت کرد. در سال 1881 میلادى / 1297 قمرى که زمینهى دعوت خود را مهیا دید، ادّعاى مهدویت کرد و خود را همان مهدى منتظرعلیه السلام نامید. آن چه موجب دعوى محمّد احمد گردید، بهطور عمده به این شرح است:
الف) انتظار اکثر مسلمانان و از آن جمله مردم سودان براى ظهور مهدىعلیه السلام.
ب) اعتقاد شیوخ قبایل و فقهاى سودان بر اینکه مهدىعلیه السلام از میان آنان ظهور خواهد کرد. آنان، این عقیده را به روایاتى از اهل سنّت مستند مىکردند.
ج) دریافت مالیات سنگین از مردم سودان که همراه با فشار و آزار و توهین به مالیات دهندگان بود. از زنان و کودکان سودانى نیز، مالیات گرفته مىشد. مردم سودان، سالانه، سه بار مالیات مىپرداختند: یک بار براى فرماندار و یک بار براى قاضى، و یک بار براى مأموران مالیات. کشاورزان براى کشت گندم، استفاده ازآب نیل و قایقرانى در نیل نیز مالیات مىدادند و خانههاى کسانى که در پرداخت این مالیاتها تأخیر مىکردند، سوزانده مىشد.
د) خرید و فروش مردم سودان به عنوان «برده» تجارت پردرآمدى براى تجّار سودانى بود. صدها هزار نفر از جوانان سودانى، به عنوان کارگر یا خدمتگزار، به قیمت نازلى خریدارى شده و با قیمت گزافى فروخته مىشدند و به کارهاى شاق و طاقتفرسا در سرزمینهاى دوردست مىپرداختند. مأموران دولتى از بردهفروشان، مالیات مطالبه مىکردند. وقتى دعوت محمد احمد سودانى گسترش یافت، تجّار ناراضى سودانى، دعوت او را لبّیک گفته و در تقویت او کوشیدند. مهدى سودانى، چند بار با نیروهاى مصرى - انگلیسى جنگید و آنان را شکست داد و شهر خارطوم را به تصرّف خود درآورد و دولت مستقلّى تشکیل داد. مهدى سودانى، با قدرت تمام، به سازماندهى حکومت خود پرداخت و امور کشور را به سه بخش لشکرى و مالى و قضایى تقسیم کرد و فرماندهى لشکر را به خلیفهى خود عبداللَّه تعایشى سپرد. او، از طریق اخذ زکات و فطریه و عشریه، کشور را اداره مىکرد و در اجراى شریعت، سختگیر بود. او، پیش از مرگ در 21 ژوئن 1885 میلادى، عبداللَّه تعایشى را به جانشینى خود برگزید و از همگان خواست تا با او بیعت کنند.
8 - در ایران نیز در سال 1265 قمرى، یکى از شاگردان سید کاظم رشتى به نام سید على محمّد شیرازى، خود را نماینده و باب امام زمانعلیه السلام دانست و پس از این که گروهى به او گرویدند، دعوى مهدویت کرد. علما، با ادّعاى پوچ او، مخالفت کردند. او، با فشار علما، در جلسهى مناظره شرکت کرد، اما از پاسخهاى اولیه درماند و پس از آنکه چوب مفصّلى خورد، توبه کرد و آزاد شد، اما بار دیگر دعوتش را ادامه داد و سپس دستگیر و در قلعهى چهریق زندانى گردید. پیروانش با حمایت سفراى روسیه و انگلستان در گوشه و کنار کشور، شورش ضد دولتى به راه انداختند، امّا این شورشها، با هوشیارى و مقاومت و همکارى قشون دولتى، سرکوب گردید و باب نیز اعدام شد. بدین ترتیب، دعوى باب که مىرفت تا کشور را به هرج و مرج و دو دستگى و نهایتاً تجزیه بکشاند در نطفه خفه گردید.
مجموعه
کلیدواژه برای این سؤال
سخن سردبیر
بهشت معرفت
سایتهای مهدوی


از دیگر سو، رسول مهربان خاتم صلّی الله علیه و آله نه تنها در ماه رمضان، بلکه در تمامی زندگانی ما را به دو ثقل و گوهر گران بها توصیه نمودهاند تا با مراجعه و توسّل به منشور جاویدان هدایت یعنی «حدیث ثقلین» هدایت و سعادت ابدی را نصیب مؤمنان گردانند.
خدای متعال به دست ولیّش، سلطان کریم دوران، صاحب عصر و زمان حجّه بن الحسن العسکری علیه السلام سفرهای به وسعت آفرینش گسترده است.