مهدى باورى، چگونه در زمينهى ارتقاء امنيّت روانى شيعيان مؤثر واقع مىشود؟
- تاریخ ایجاد:
- يكشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۰۴
Answer
بر این پایه، «منجى موعود» در پهنهى جغرافیایى جهان اسلام، بلکه در گسترهى جهانى جبههى مستضعفان ستم دیدهى تاریخ، ارجمندترین سرمایهى معنوى مبارزان خداجو و عدالتخواه است.
امام مهدىعلیه السلام منبع جوشان و بىپایان تولید انرژى روانى است که سنگربانان جبههى حق با اتصال بدان، به بازسازى و تقویت انگیره، و اراده خویش مىپردازند تا تداوم بخش این پایدارى نستوهانه باشند. از آنجا که این بُعد وجود مقدس حضرت و توجه خودآگاهانه و تفصیلى امت بدان، پیامدهاى بس مبارک و مهمى به دنبال دارد، بهگونهاى که در خط مشى مبارزاتى جبههى حق، نقش کلیدى و منحصر بفردى به آن مىبخشد، شایسته است با ذکر مقدمهاى تحلیلى به شرح و بسط آن بپردازیم:
* براساس گزارههاى قرآنى، جبههى حق در طول تاریخ همواره در اقلیت بوده است و پویندگان راه باطل بیش از حق پویان و خداجویان بودهاند؛ خداوند مىفرماید:
«تلک القُرى نقصُّ علیک من أنبائها و لقد جاءتْهُم رُسُلهم بالبینات فَما کانوا لیؤمنوا بما کذَّبوا من قبلُ کذلک یطبعُ اللَّهُ على قلوب الکافرین * و ما وَجدنا لأکثر من عهدٍ و انْ وجدنا أکثرهم لفاسقین»
این شهرهاست که برخى از خبرهاى آن را بر تو حکایت مىکنیم. در حقیقت، پیامبرانشان دلایل روشن بر ایشان آوردند، اما آنان به آنچه قبلاً تکذیب کرده بودند، [باز] ایمان نمىآوردند؛ این گونه خدا بر دلهاى کافران مهر مىزند * و در بیشتر آنان عهدى استوار نیافتیم و بیشترشان را جداً نافرمان یافتیم.
همچنین مىفرماید:
«و ما یأتیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إلّا کانوا بِهِ یستهزؤن» «و ما أکثرُ النّاسِ و لَوْ حرصْتَ بِمُؤمنین».
با مقایسه مفاد دو آیهى شریفهى پنجم سورهى مبارکهى قصص و یکصد و پنجم سورهى مبارکهى انبیاء و در نظر داشتن ذیل آیهى شریفه پنجاه و ششم سورهى مبارکهى نور، این مطلب به روشنى فهمیده مىشود که صلحا و مؤمنان حقیقى همواره در طول تاریخ بهوسیلهى متفرعنان هواپرست و مُترِفان مستکبرى که اهرمهاى اقتصادى و ابزارهاى سیاسى و نظامى را در دست دارند، به استضعاف کشیده مىشوند. در شرایط ناعادلانهى نبرد بىپایان جبههى حقّ و باطل، و در وضعیت شکنندهى اقلیت عدّى و عُدّى حزب خداجویان، تنها عامل پایدارى بخش و استقامت را، براى اهل حق، «امید» به نصرت و وعدهى الهى است، همو که فرمود:
«فإنَّ حزبَ اللَّهِ هُمُ الغالبون»
اگر پیکارگران موحّد و ظلم ستیز، عنصر توان بخش و انرژىزاى «امید» را از صحنهى محاسبات خود حذف کنند، انگیزهاى براى ادامهى این جهاد مقدس نخواهند داشت. زیرا پافشارى را در مسیرى که به شکست منتهى مىشود، غیر عقلانى مىیابند.
به راستى، چرا خداوند حکیم مىفرماید:
«إنَّه لا ییأس من رَوحِ اللَّهِ إِلّا القومُ الکافرونَ»
چون یأس و ناامیدى بزرگترین مسلخى است که ابلیس براى ذبح کردن همهى حیثیتها و فضیلتهاى انسانى، فراراه آدمى تعبیه کرده است.
نکته حائز اهمیت این است که هر چند «بایستگى امیدوارى و اجتناى از یأس و نوامیدى» اصلى کلّى، یقینى و کاملاً روشن و قابل پذیرش است، لیکن چیزى اصیل و حقیقى و دست یافتنى باید که بتوان بدان دل بست و امید ورزید. تا متعلّق امید، امرى حقیقى و غیر موهوم نباشد، امیدى ریشهدار و اعتماد آفرین در دل یک فرد یا جامعه جوانه نمىزند و سایهگستر نمىشود. تا دریچهاى بهسوى نور در شبستان تاریک جان یک امّت یافت نشود، لزوم امیدوار بودن، نور امید را به جان وى نمىتابد. چلچراغ امید، دهلیزهاى بىفروغ آن قلبى را آذین مىکند که گذرگاه مشعلدارى از تبار نور باشند؛ گذرگاه مردى که «قبسى» از «زیت مضىء» و نور ذاتى وجودش را براى برافروختن شمعهاى چلچراغ امید، هدیه آورده باشد.
گرماى جانبخش امید، یخهاى اندام کرخت شدهى آن سایهنشینانى را ذوب خواهد کرد که در سپهر اقبالشان، آفتابى عالم تاب در پس نقاب ابرها، رخ نهان کرده باشد.
آرمان تشکیل حکومتى عدل پرور و فضیلت گستر و تحقّق جامعهاى شرافت پرور و حق محور، اندیشمندان زیادى را بر آن داشته که به طراحى مدل آن شهر طلایى و مدنیت مشعشع و ایدهآل بپردازند و جامعهى بشرى را بدان بشارت دهند یا براى نیل به آن تشویق کنند:
افلاطون نقشهاى «اتوپیا» را تهیه کرد.
ابونصر فارابى تابلوى «مدینهى فاضله» را ترسیم کرد.
توماس کامپانلّا ماکت «شهر آفتاب» یا «کشور خوشیدى» را طراحى کرد.
تاس مور «بهشت زمین» را نوید داد.
و کارل مارکس «جامعه بىطبقه» را وعدهگاه آخرین منزل تاریخ دانست.
بارى قاطبهى انسانها که فطرت تکامل جو و کمال طلبشان، آنان را از وضع نامطلوب کنونى حاکم بر جوامع بشرى گریزان ساخته، به نیکشهرى مىاندیشند که بستر مناسبى را براى شکوفایى گرایشهاى عمیق فطرى آدمى و رشد فضایل ناب انسانى فراهم سازد و چنانکه اشاره رفت برخى از متفکران براساس نظام ارزشى مورد نظرشان به توصیف آن نیز پرداختهاند، اما نکتهى در خور توجه توجه و مسئلهى اساسى و حیاتى این است که هیچ یک از ایشان، راهکارى عملى و تضمین شده جهت برون رفت از حالت نابسامان و مستقرّ و رسیدن به وضعیت مطلوب ارایه نکردهاند.
دغدغهى بنیادین در هر طرح پیشنهادى و سیاست راهبردى براى نیل به تحول و دگردیسى همه جانبهى نهادهاى مدنى و ساختارِ جوامع کنونى و دستیابى به تمدّن بالندهى آرمانى، «بحران ضمانت اجرایى» است. ریشهى بحران اینجاست که لازمهى ایجاد حکومت و جامعهى قسط پرور و حق محور، برچیدن بساط ظلمهاى رسمى و غیر رسمى و حقکشىهاى قانونى و غیر قانونى و براندازى همهى حاکمیتهاى جائرانه و ریشه کن کردن همهى اقسان استعمار و استثمار و استخدام (با مفهومى که علامه طباطبایىرحمه الله از واژه اخیر اراده کردهاند) و استکبار است.
این یعنى درگیر شدن با تمامى موجودیت و منافع ظالمان و قدرت پرستان و حقستیزان، این یعنى نبردى تمام عیار با جبههى استکبار جهانى و ستیز با قدرت اهریمنى نظام سلطه بینالمللى.
همگان مىدانیم که در درون مجموعهى عوامل طبیعى جبههى حق، عامل اجرایى ضمانتکنندهى تفوّق کامل و برترى نهایى بر جبههى باطل وجود ندارد و با خیالپردازى هم نمىتوان لشکر پرعدّه و عدّهى باطل را در هم کوبید.
پس با کدام نیرو مىتوان معادلهى توازن قواى کنونى را که - که به نفع جبههى باطل است - بر هم زد؟ با این وصف چگونه مىتوان امیدى ریشه دار و توانبخشى در دلْ و شورى مجاهدت آفرین بر سر داشت؟
اینجاست که مکتب اسلام - این حلقهى نهایى وحى آسمانى - که دستورالعمل جامع «حیات طیبه» بوده و براساس حکمت بالغهى الهى همهى لوازم حیات طیبهى آدمى را پیشبینى و فراهم کرده است، موهبت «امید» - امیدى پربرکت و سازنده، پرحرارت و گدازنده، ایمانزا و جهتبخش، آرمانساز و اعتماد آفرین، شور آور و مجاهدپرور - را در سه مرحله به خیرالأمم (امت مرحومهى رسول اللَّهصلى الله علیه وآله وسلم) ارزانى داشته است:
الف - لزوم امید داشتن به مدد و رحمت الهى؛
«و لا تیأسوا من روح اللَّه»
ب - وعدهى وراثت و امامت صالحان و مستضعفان؛
«و نریدُ أن نمُنَّ على الَّذین استُضعفوا فى الأرضِ و نجعلهم أئمَّة و نجعلهم الوارثین»؛
و خواستیم بر مستضعفان منت نهیم و آنان را پیشوایان مردم گردانیم و ایشان را وارث زمین کنیم.
و نیز:
«و لقد کتبنا فى الزَّبُور من بعدِ الذِّکر أنَّ الارضَ یرِثُها عبادىَ الصّالحون»؛
و بىتردید در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایستهى ما به ارث خواهند برد.
ج - تأمین ضمانت اجرایى وعدهى فوق با ظهور منجى آخرالزّمان، مهدى موعودعلیه السلام و تشکیل آرمانشهر آسمانى «دولت کریمه» به دست حضرتش؛
«بقیت اللَّهِ خیرٌ لکم ان کنتم مؤمنین»
اگر باور داشته باشید، ذخیرهى الهى براى شما [از هرکس و هر چیز دیگر] بهتر است.
«و انّه لعلمُ للساعةِ فلا تمتردَّ بها و اتَّبعونِ هذا صراطٌ مستقیم»
بىتردید او (حضرت بقیةاللَّه) نشانهاى بر (فهم) رستاخیز است، پس زنهار در آن تردید مکن و از من پیروى کنید که این است راه مستقیم.
آرى! امام مهدى «ارواحنا لتراب مقدمه فداه» عامل اجراى وعدهى الهى است، او که پیروزىاش را خود خداوند سبحان ضمانت کرده است. در زیارت آل یاسین - توقیعى از ناحیهى مقدسه که براى جناب حمیرى فرستاده شده - خطاب به ساحت مقدّس ولى اللَّه الاعظم (عج) عرضه مىداریم:
«السّلام علیک یا خلیفةَ اللَّهِ و ناصِرَ حقِّه... السّلام علیک یا حجّة اللَّهِ و دلیلَ إرادتِه... السّلام علیک یا بقیة اللَّهِ فِى أرضِه، السّلام علیک یا میثاق اللَّهِ الّذى أخذه و وکدَه، السّلام علیک یا وعْدَ اللَّهِ الّذى ضمنه...»
همچنانکه ملاحظهمى شود در پایان فراز نقل شدهى فوق، عرضه مىداریم: سلام بر تو اى وعدهى تضمین شدهى الهى. از امام جوادعلیه السلام روایت شده که فرمود:
«القائم من المیعاد و اللَّهُ لا یخلف المیعاد»
منجى موعود، وعدهى الهى است و خداوند خلف وعده نمىکند.
موالات و عشق ورزیدن به مهدى و سر نهادن به فرمان او، میثاقى است مستحکم که خداى سبحان در پگاه ازل در عالم ذرّ از همهى بنىآدم گرفته، و آنرا مؤکد ساخته است.
بارى آن مِهر خوش منظر، پدر حیدر، امام منتظر، دست مشیت قاهرهى الهى است که از آستین غیب برون خواهد شد و با انحناى دم ذوالفقارش، قامت خمیدهى عدالت را راست خواهد کرد و چون آذرخش قهر از آسمان غضب حضرت ذوالجلال بر سر باطل پیشهگان و مستکبران حق ستیز فرود خواهد آمد و زمین را از لوث وجودشان پاک خواهد کرد.
مجموعه
کلیدواژه برای این سؤال
سخن سردبیر
بهشت معرفت
سایتهای مهدوی


از دیگر سو، رسول مهربان خاتم صلّی الله علیه و آله نه تنها در ماه رمضان، بلکه در تمامی زندگانی ما را به دو ثقل و گوهر گران بها توصیه نمودهاند تا با مراجعه و توسّل به منشور جاویدان هدایت یعنی «حدیث ثقلین» هدایت و سعادت ابدی را نصیب مؤمنان گردانند.
خدای متعال به دست ولیّش، سلطان کریم دوران، صاحب عصر و زمان حجّه بن الحسن العسکری علیه السلام سفرهای به وسعت آفرینش گسترده است.